قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

به شهر اطلاعات حسین و علیرضا خوش آمدید

به شهر اطلاعات حسین و علیرضا خوش آمدید
 
کاربر گرامی این وب سایت برای انتقال اطلاعات به یکدیگر ساخته شده است

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 توسط عليرضا بيناو حسين بيدکي

ترجمه درس مخفيانه گوش کردن

در خيمه فرماندهي دشمن

- اي فرماندهان! اي آقايان! روحيات سربازان ضعيف است.

- ما نيازمند يک حمله سريع به نيروهاي دشمن هستيم.

- يکي از فرماندهان: بله، بله ... خوب است.

- آفرين بر تو ... اين يک فکر خوب است ... !

- اما آقاي من ...

- ما به اطلاعاتي از مکانهاي دشمن نيازمنديم.

- سخنت درست است.

- پس سرباز دشمن شب هنگام براي به دست آوردن اطلاعات رفت.

- و بعد از يک ساعت به مکان نيروهايمان رسيد.

- در خيمه فرماندهي نيروهاي ما

- اي برادران

- ما زمان زيادي است که در اين منطقه هستيم.

- و اکنون تعداد رزمندگان کم است.

- بيشترشان در سنگرها به سختي زخمي هستند.

- من مسؤول هستم.

- پس بر ما واجب است که امشب برگرديم.

- و ما از راه دريا برمي گرديم اگر خدا بخواهد.

- سرباز دشمن به خاطر اين اطلاعات سّري شاد شد.

- از گرگ صحرا به عقاب صحرا

- بله ... بله ... مي شنوم.

- آقاي من ... آقاي من ... خبرهاي مهم ... خبرهاي خيلي مهم است.

- چند لحظه قبل اين سخنان را شنيدم.

- تعداد رزمندگان زياد است.

- و آنها بسيار شاد هستند.

- اسم فرمانده عمليات مسعود است و آنها امشب حمله مي کنند.

- آنها از راه دريا پيشروي مي کنند.

- شنيدي آقاي من ... شنيدي ؟!

- بله ... بله ..

- تمام

- از عقاب صحرا به مقر فرمانده

- حمله نزديک است.

- عقب نشيني ... عقب نشيني ... بسرعت ... بسرعت !

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک